loading...

پارس بلاگیز

خاطره هیلدا خانم - خاطرات آمپولی پزشکی پرستاری khateratemrooz.blogfa.com/1395/06 Translate this page این ی قسمت از خاطره ی من ببخشید طولانی شد چشای نازتون اذیت شد. ..... من خودم ع

snow بازدید : 2964 پنجشنبه 08 شهریور 1397 نظرات (0)

خاطره هیلدا خانم - خاطرات آمپولی پزشکی پرستاری

khateratemrooz.blogfa.com/1395/06
این ی قسمت از خاطره ی من ببخشید طولانی شد چشای نازتون اذیت شد. ..... من خودم عاشق اينم به يكي امپول بزنم يا امپول خوردن يه نفر رو تماشا كنم ولي به خودم نزنن ولي ...
سلام اومدم از امپول خوردن نیکزاد خاطره بزارم در ذمن دروغ میگه از امپول نمیترسه ... ی مامان و بابا بزرگ صبح رفتن و نا ظهر اونجا بودن چون فامیل درجه یک بود دوتا عموهام و عمم ...
خاطره ام مربوط میشه به فروردین یا اردیبهشت امسال که مامانم یه سفر چند روزه رفته بود تهران. ... البته اینبار خودم آمپول نخوردم و میخوام از امپول خوردن پسرا بگم. ..... شده بود ، کله فامیل جمع بودیم و داشتیم اماده میشدیم ک بریم منو دختر عمم مهشید از اوجایی ک ...
اما خب همون موقع بابا هم قرار شد بره مشهد اخه تمام خانواده و فامیل پدری من اونجان عمه ... عوض کردن و چای گرم خوردن حالشون جااومد اما سینا از شانسش خیلی لباس گرم برنداشته ...

خاطرات من وپسرعموم

tahayeman.blogfa.com/
خاطرات من وپسرعموم - عاشقتم! ... داد زدم "بین اون همه دختر که تو فامیل بود چرا منو خواستی؟ ... جوری که شیشه ها داشتن قشنگ تکون می خوردن قشنگ داشتم ایروبیک کار میکردم. ... -اگه تو دختر منی میدونم که وقتی اسمی از اجداد آمپول میاد عین گچ سفید میشی.
بريم سر خاطره: سلام من نيكا 18 ساله هستم . يه جفت خواهر برادر دو قلو دارم به اسم نيما و شيما كه 30 سالشونه. نيما كيش درس ميخونه و شيما ازدواج كرده و يه دختر ناز به اسم ...
Jul 2, 2013 - خاطرات نیش امپول - یه وبلاگ برای همه. ... 2 نذارین دامادتون یا هر کسی تو فامیل و همسایه حتی یه بار طعم آمپول زدن به شما رو بچشه چون دیگه دست از ...

شل کن ... درد نداره - زبــــــــــان بستــــــــــه

zabanbasteh.blogfa.com/post/182/شل-کن-درد-نداره-
یا اگه می رفتم دیگه اصن باید دور آمپول رو یه خط قرمز می کشید جناب دکتر ! ... خونه ی ما که خب بخاطر مدت طولانی ای که اینجا بودن ، حسابی با هم آشنا شده بودیم و کل خانواده و فامیل ما رو می شناختن ! ... خب حالا این همه گفتم و گفتم و خاطره گفتم که چی ؟

خاطرات امپولی

khateratampooli.blogfa.com/
خاطرات امپولی - ترسیدن از امپول. ... سلام من مبینام 15 سالمه و تک فرزندم تو فامیل کلی دکتر داریم من فقط یه عمو دارم که جونم به جونش وابستس عمه هم ندارم عموی من که ...

خاطرات - ترس از آمپول.

mrmohammadnikou.blogfa.com/post/5

خاطرات امپول خوردن از فامیل - بلورا - رزبلاگ

belora.rozblog.com/post/20
خاطرات امپول خوردن از فامیل,بلورا. ... خاطرات امپول خوردن از فامیل. 1; 2; 3; 4; 5. بازدید : 469, تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1396 زمان : 18:55, نویسنده : admin, نظرات (0) ...

خاطرات امپول خوردن از فامیل - آی-ویدئو

https://i-video.ir/channel/خاطرات-امپول-خوردن-از-فامیل - Translate this page
خاطرات امپول خوردن از فامیل. آی-ویدئو. دانلود ویدئو. [ خاطرات امپول خوردن از فامیل ]. ویدئو های جدید · انگلیسی صنف 11 · برای بافت اسکاچ میوه ای چه کاموایی باید ...

بدبخت کسی که داره آمپول میخوره - آپارات

https://www.aparat.com/v/.../بدبخت_کسی_که_داره_آمپول_میخوره
Feb 13, 2015 - آرین اول ۩۩۩ بدبخت کسی که داره آمپول میخوره بدبخت کسی که داره آمپول میخوره بدبخت کسی که داره آمپول میخوره , , ۩۩۩ آرین اول.

اینجوری آمپول میزنن!(کلاه قرمزی) - آپارات

https://www.aparat.com/.../اینجوری_آمپول_میزنن%21%28کلاه_قرم...
May 4, 2014 - AlijOon اینجوری آمپول میزنن!(کلاه قرمزی) خنده , کلاه قرمزی , طنز , , AlijOon.

خاطرات امپول زدن در مهمانی - کيونما

https://qnama.ir/channel/خاطرات-امپول-زدن-در-مهمانی - Translate this page
مهمانی عکس داغ عکس داغ خفن زن خاطرات امپول خوردن فامیل امپول زدن من به دایی خاطرات خنده دار خاطرات ترس آمپول زدن به م مجله امپول زدن من به دایی خاطرات آمپول زدن ...

خاطرات امپول خوردن از فامیل - کیو ویدیو

https://qvideo.ir/vip/خاطرات_امپول_خوردن_از_فامیل - Translate this page
خاطرات امپول خوردن از فامیل ... خاطرات امپول خوردن از فامیل. کیو ویدیو. دانلود ویدیو. ( خاطرات امپول خوردن از فامیل ) [ خاطرات امپول خوردن از فامیل ]. ویدیو های جدید.

آمپول زدن: ترس از تزریق

tinasss.blogspot.com/2012/04/blog-post.html
Apr 10, 2012 - امروز میخوام خاطره آمپول خوردن دوتا دوست دخترام رو براتون تعریف کنم. ..... این رو هم بگم که خاله من انقدر بد آمپول میزنه که هیچ کس از فامیل نمیره ...
اردیبهشت امسال بود هوا خوب بود و مام یعنی من و خواهر کوچیکم مهرسا و خانواده داداشم که شامل جانیار و داداشم میثاق و زن ... - خاطره امپول خوردن از فامیل - ١٩ مرداد ١٣٩٧ - ٠٨:۵۶:٢١.
سلام ،بدون توضیحات زیادی فقط چند تا عکس میزارم ومیرم: روستای زیبای حلیمه جان لاهیجان چمخاله من و رونیا یکی از دخملهای فامیل ... نویسنده : کیان. 22:38.
ارسال نظر برای این مطلب

کد امنیتی رفرش
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 946
  • کل نظرات : 31
  • افراد آنلاین : 12
  • تعداد اعضا : 88
  • آی پی امروز : 293
  • آی پی دیروز : 274
  • بازدید امروز : 4,730
  • باردید دیروز : 1,672
  • گوگل امروز : 35
  • گوگل دیروز : 51
  • بازدید هفته : 7,929
  • بازدید ماه : 47,336
  • بازدید سال : 245,025
  • بازدید کلی : 2,610,414